صدای راستین خاطرات و یادگارهای ملت ایران
info@cafenostal.com

آرشيو ملی خاطرات ايرانيان | National Archive

رسالتِ نوينِ آرشيو ساختن: كافه نوستال، به عنوانِ يك "استارتاپ خلاق"، "بِرَند فرهنگي" و گونه اي كمپين بين المللی با هدف نمايش نوستالژی در جهان و ايجاد مسوليت اجتماعي در برابر خاطرات از ظهور شكل تازه اي از نگاه به نوستالژي خبر مي دهد. دیگرگونه آرشیو ساختن، ملاحظاتی درباب حافظه و مسئولیت تاریخی در "كافه نوستال" و اين كه چگونه به خزانه حافظه فردی و جمعی يك قوم يا كشور بپردازیم، و راه رسيدن به روح زمانه از ميانِ نوستالژی های يك ملت، از رسالت هاى پروژه "كافه نوستال" است.

رسالتِ نوينِ آرشيو ساختن: كافه نوستال، به عنوانِ يك "استارتاپ خلاق"، "بِرَند فرهنگي" و گونه اي كمپين بين المللي با هدف نمايش نوستالژی در جهان و ايجاد مسوليت اجتماعی در برابر خاطرات از ظهور شكل تازه ای از نگاه به نوستالژی خبر مي دهد. دیگرگونه آرشیو ساختن، ملاحظاتی درباب حافظه و مسئولیت تاریخی در "كافه نوستال" و اين كه چگونه به خزانه حافظه فردی و جمعی يك قوم يا كشور بپردازیم، و راه رسيدن به روح زمانه از ميانِ نوستالژی های يك ملت، از رسالت هاى پروژه "كافه نوستال" است.

ملاحظاتی درباب حافظه و مسئولیت تاریخی در "كافه نوستال"

چگونه به خزانه حافظه فردی و جمعی يك قوم يا كشور بپردازیم؟ راه رسيدن به روح زمانه از نوستالژي هاي يك ملت عبور مي كند. هرچند نیاز هست که به تمایز بنيادين میان حافظه و تاریخ، یا میان به یاد آوردن و تاریخ‌نگاری، احترام گذاشت و با ظرافت به آن پرداخت، ولي در "كافه نوستال" می توان چنین عنوان کرد که وظیفه حقيقي يك تاریخدان تنها به يادآوردن و حفظ منش زمان نگارانه تاريخ نيست. تاریخ‌دان، علیرغم رودر رويي و مواجهه با عظمت و ماهیت رازآمیز حافظه، و نیز محدودیتها و پیچیدگی های ذاتی وظیفه تاریخی، متعهد به کنشِ به‌یادآوردن و گردآوردن است، احضار کردن و آرشیو کردن همزمان. از این نظر، تاریخدان نه فقط از آرشیو استفاده می کند بلکه آرشیو را تامین نیز می کند. از این رو مفهوم آرشیو رابطه نزدیکی با وظیفه تاریخی دارد. پیچیدگی و گریزندگی این مفهوم، تامل قوی روش‌شناختی را طلب می کند. در یک تراز پایه، آرشیو مکانی دانسته می شود که در آن اسناد با وسواسی بسیار ذخیره می گردند، و از این رو برسازنده یک فضای حافظه است. اما آرشیو همچنین می تواند به مثابه استعاره یا مفهومی گسترده‌تر استفاده شود که به بدنه دانش تولیدشده درباره گذشته ربط می یابد. اینکه تاریخدان که از خلال آرشیو کردن در تولید دانش درباره گذشته مشارکت دارد. فرایندهای یادآوری، آرشیو کردن و تاریخ‌نگاری از درون با یکدیگر در پیوند هستند و نمی توان آنها را از پرسشهای راجع به مسئولیت اخلاقی که در بنیان وظیفه تاریخی جای دارد جدا کرد. خاطرات ممکن است واپس رانده شوند. اسناد ممکن است گم شوند. آرشیوها ممکن است نابود شوند. رانه ای هست برای نابود کردن رد گذشته آنچنان که چیزی باقی نماند، نه حتی خاکستری. این واقعیت، اشتیاقی برای حافظه و آرشیو کردن را بر می انگیزد، اما همچنین فرد را با واقعیت نیروهایی که هدفشان نابود کردن این فرایندها است رو در رو می کند، و تصورات ساده‌لوحانه و رومانتیکی‌شده از به یادآوری و آرشیو کردن را به چالش می کشد. از این رو، داستان حافظه، تاریخ‌نگاری و آرشیو کردن در عین حال داستان به یادآوردن گزینشی و فراموش کردن است.